تبلیغات
مکارم شیرازی - مطهرات
هر سوالی دینی دارید از ما بپرسید

مطهرات

نویسنده :علی نداف
تاریخ:چهارشنبه 16 دی 1394-06:50 ب.ظ

مُطهِّرات

مسأله 168ـ مطهّرات به چیزهایى گفته مى شود كه نجس را پاك مى كند و آن 12 چیز است: آب زمین آفتاب استحاله انقلاب ثلثان شدن انتقال اسلام تبعیّت 10ـ برطرف شدن عین نجاست 11ـ استبراء حیوان نجاستخوار 12ـ غایب شدن مسلمان، كه احكام اینها بطور تفصیل در مسائل آینده خواهد آمد.

 

1ـ آب

مسأله 169ـ آب پاك و مطلق هرچیز نجسى را پاك مى كند، به شرط این كه هنگامى كه چیز نجس را با آن مى شویند آب مضاف نشود و بو یا رنگ یا طعم نجاست به خود نگیرد و با آب كشیدن عین نجاست برطرف شود، مثلاً اگر خون در آن است آنقدر بشویند كه خون برطرف گردد، البته در آب قلیل شرایط دیگرى نیز هست، كه بعداً اشاره مى شود.

مسأله 170ـ ظرف نجس را با آب قلیل باید سه مرتبه شست، ولى در آب كر یا جارى یك مرتبه كافى است، هرچند سه مرتبه بهتر است (آبهاى لوله كشى در حكم آب جارى است).

مسأله 171ـ هرگاه سگ ظرفى را لیسیده، یا از آن، آب یا مایع دیگرى، خورده باشد، اوّل باید آن را با خاك پاك كه مخلوط با كمى آب باشد خاك مال كرد و بعد دومرتبه در آب قلیل، یا یك مرتبه در آب كر یا جارى شست و اگر آب دهان سگ در ظرفى بریزد، احتیاط مستحبّ آن است كه همین كار انجام شود، امّا اگر جاى دیگرى از بدن سگ با رطوبت به ظرف ملاقات كند خاك مال كردن واجب نیست بلكه باید آن را در آب قلیل سه مرتبه و در آب كر یا جارى یك مرتبه شست.

مسأله 172ـ هرگاه دهانه ظرفى كه سگ دهان زده، تنگ باشد و نتوان آن را خاك مال كرد، چنانچه ممكن است باید پارچه اى را به چوبى پیچید و توسّط آن خاك را با كمى آب به آن ظرف بمالند و اگر ممكن نشود مقدارى خاك و كمى آب در آن بریزند و تكان دهند، سپس طبق دستور بالا آب بكشند.

مسأله 173ـ ظرفى را كه خوك از آن، چیز مایعى را خورده باید هفت مرتبه با آب شست و لازم نیست آن را خاك مال كنند و در لیسیدن خوك و مردن موش صحرایى در آن نیز، بنابر احتیاط واجب باید هفت مرتبه شست.

مسأله 174ـ ظرفى را كه با شراب نجس شده، باید با آب قلیل سه مرتبه بشویند و دست در آن بمالند و مستحبّ است هفت مرتبه شسته شود.

مسأله 175ـ كوزه اى كه از گل نجس ساخته شده، یا آب نجس در آن فرو رفته، اگر در آب كر یا جارى بگذارند و آب در باطن آن نفوذ كند و خارج شود پاك مى شود و اگر آب در آن نفوذ نكند ظاهرش پاك مى شود، با آب قلیل نیز مى توان ظاهر آن را شست.

مسأله 176ـ براى آب كشیدن ظروف با آب قلیل مى توان آن را سه مرتبه پر و خالى كرد و یا هر بار قدرى آب در آن بریزند و طورى بگردانند كه به جاهاى نجس برسد، بعد بیرون بریزند.

مسأله 177ـ براى شستن ظرفهاى بزرگ مثل خمره و پاتیل هرگاه آن را سه مرتبه با آب پر كنند و بعد خالى كنند پاك مى شود و راه آسانتر این است كه هر دفعه آب را از بالا به پایین به تمام اطراف آن بریزند و هربار آبى كه ته آن جمع مى شود بیرون آورند و لازم است در هر دفعه ظرفى را كه با آن آبها را بیرون مى آورند، بشویند.

مسأله 178ـ هرگاه فلزّ نجس را آب بكشند ظاهرش پاك مى شود، هرچند اعماقش هنگامى كه ذوب شده، نجس شده باشد.

مسأله 179ـ براى تطهیر تنور نجس كافى است یك مرتبه از بالا به پایین آب در آن بریزند بطورى كه تمام اطراف آن شسته شود، امّا اگربوسیله بول نجس شده باشد دوبار لازم است و بهتر است گودالى ته آن بكنند تا آبها در آن جمع شود و بیرون آورند و بعد آن گودال را با خاك پاك پر كنند.

مسأله 180ـ اگر چیز نجسى را با آب كر یا جارى یا آب لوله كشى بشویند تا عین نجاست برطرف شود، یا بعد از برطرف كردن عین نجس در آب كر یا جارى فرو برند پاك مى شود، ولى فرش و لباس و مانند آن را باید فشار یا حركت داد تا آب آن خارج شود.

مسأله 181ـ براى تطهیر چیزى كه با بول نجس شده با آب قلیل دومرتبه و در آب كر و جارى و آب لوله كشى یك مرتبه كفایت مى كند، امّا در غیر بول یك مرتبه با آب قلیل یا كر كافى است.

مسأله 182ـ براى شستن لباس و فرش و مانند آن با آب قلیل باید آن را مقدارى فشار دهند تا آب از آن خارج شود.

مسأله 183ـ هرگاه چیزى با بول پسر یا دختر شیرخوارى كه غذاخور نشده نجس گردد، چنانچه یك مرتبه آب روى آن بریزند پاك مى شود و در لباس و فرش و مانند آن فشار لازم نیست، ولى احتیاط مستحبّ آن است كه دومرتبه بریزند.

مسأله 184ـ اگر حصیر نجس را كه با نخ بافته اند در آب كر یا جارى فرو برند، یا زیر آب لوله كشى بگیرند بعد از برطرف شدن عین نجاست، پاك مى شود.

مسأله 185ـ اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند آن نجس شود با فرو بردن در آب كر جارى و یا گرفتن زیر شیر آب، پاك مى گردد اگر باطن آنها نجس شود باید آن قدر صبر كرد تا یقین حاصل شود آب، داخل آن نفوذ كرده و خارج شده.

مسأله 186ـ هرگاه شك كند كه آب نجس به باطن چیزى رسیده یا نه، باطن آن پاك است.

مسأله 187ـ اگر چیزى نجس شود چنانچه آن را در ظرفى بگذارند و سه مرتبه آب روى آن بریزند و خالى كنند پاك مى شود و ظرف هم پاك مى گردد و اگر مانند
لباس یا چیزى كه فشار لازم دارد باشد، باید در هر مرتبه آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند تا آب، بیرون بریزد.

مسأله 188ـ هرگاه لباس نجسى را رنگ كرده باشند و در آب كر یا جارى فرو برند، یا زیر شیر آب بگیرند و آب پیش از آن كه به واسطه رنگ، مضاف شود به تمام آن برسد، پاك مى شود، هرچند موقع فشار دادن، آب مضاف از آن بیرون آید، امّا اگر آب، قبل از رسیدن به تمام لباس مضاف گردد باید آنقدر آن را بشویند تا آب مطلق به آن برسد.

مسأله 189ـ هرگاه بعد از آب كشیدن فرش و لباس مختصرى گل یا ذرّات صابون و اشیاء دیگر در آن دیده شود پاك است و اگر اشیاء بزرگترى باشد ظاهر آنها نیز پاك است و اگر آب نجس به باطن آنها نفوذ كرده براى پاك شدن باطن آنها باید آب پاك نیز به آن برسد و خارج شود.

مسأله 190ـ هرگاه چیز نجسى را بشویند و عین نجس برطرف شود امّا بو یا رنگ آن بماند ضررى ندارد و اگر شك كند عین نجس مانده یا نه، باید بیشتر بشوید تا یقین كند از بین رفته است.

مسأله 191ـ براى تطهیر بدن در آب كر یا جارى یا زیر شیر آب، همین اندازه كه عین نجاست برطرف شود بدن پاك است و بیرون آمدن و دوباره در آب فرو رفتن لازم نیست.

مسأله 192ـ هرگاه غذاى نجس در لاى دندانهاباقى مانده، اگر آب در دهان بگردانند به طورى كه به تمام اجزاى آن برسد پاك مى شود.

مسأله 193ـ اگر موى سر و صورت را با آب قلیل آب بكشند چنانچه آب، خود به خود بیرون آید فشار لازم نیست، و الاّ فشار دهند.

مسأله 194ـ گوشت و دنبه اى كه نجس شده با آب كشیدن پاك مى شود، همچنین اگر بدن یا لباس كمى چرب باشد كه مانع رسیدن آب نگردد، ولى اگر طورى چرب باشد كه مانع رسیدن آب شود باید اوّل چربى را از بدن برطرف كنند.

مسأله 195ـ شیرى كه متّصل به كر مى باشد آبى كه از آن مى ریزد حكم آب كر و جارى را دارد، بنابر این هر چیز نجسى را با آن بشویند همین كه عین نجاست برطرف شد، پاك مى شود.

مسأله 196ـ هرگاه انسان چیزى را آب بكشد و یقین كند پاك شده، بعد شك كند كه آن را درست آب كشیده یا نه، آن چیز پاك است، مگر این كه بداند كه در حال شستن توجّه نداشته است.

مسأله 197ـ هرگاه زمینى را با آب قلیل آب بكشند اگر از شن یا ریگ باشد و غساله یعنى آب باقیمانده در آن فرو رود پاك است، امّا ریگهاى زیر آن زمین نجس مى شود. همچنین اگر سراشیبى داشته باشد آب از آن بگذرد پاك مى گردد، امّا اگر غساله روى زمین بماند نجس است، مگر با وسیله اى آن را جمع كنند.

مسأله 198ـ هرگاه ظاهر نمك سنگ و مواد دیگرى مانند آن نجس شود با آب كشیدن پاك مى شود، خواه با آب قلیل باشد، یا كر و جارى، یا زیر شیر آب.

مسأله 199ـ هرگاه قند یا شكر نجس شود با آب كشیدن پاك نمى شود.

 

2ـ زمین

مسأله 200ـ اگر پاى انسان یا ته كفش او بر اثر راه رفتن روى زمین نجس، نجس شود با راه رفتن روى زمین پاك، یا كشیدن بر زمین، پاك مى شود، به شرط این كه زمین پاك و خشك باشد و عین نجاست زایل گردد و نیز باید زمین خاك، یا سنگ، یا آجر فرش، یا سیمان و یا مانند آن باشد. امّا با راه رفتن روى فرش و حصیر و سبزه، كف پا و ته كفش نجس، پاك نمى شود.

مسأله 201ـ هرگاه روى زمینى كه با چوب فرش شده راه برود پاك شدن كف پا و ته كفش نجس مشكل است، ولى با راه رفتن روى آسفالت پاك مى شود.

مسأله 202ـ براى پاك شدن كف پا و ته كفش اگر مختصرى راه برود یا پا را بر زمین كشد كافى است، ولى بهتراست لااقل پانزده ذراع (تقریباً 5/7 متر) راه برود.

مسأله 203ـ لازم نیست كف پا و یا ته كفش، تر باشد، بلكه اگر خشك هم باشد با راه رفتن پاك مى شود، وجود رطوبت غیر مسرى در زمین نیز ضرر ندارد.

مسأله 204ـ مقدارى از اطراف پا و كفش كه با راه رفتن روى زمین آلوده نجس مى شود آن هم اگر به زمین برسد پاك مى گردد، ولى پاك شدن كف دست یا زانوى كسى كه با دست و زانو راه مىورد محلّ اشكال است و همچنین پاهاى مصنوعى و ته عصا و نعل چهارپایان و چرخ اتومبیل و مانند اینها.

مسأله 205ـ ذرّات كوچكى از نجاست كه جز با آب، پاك نمى شود هرگاه در كف پا یا ته كفش باقى بماند ضررى ندارد، همچنین باقى ماندن بو و رنگ.

مسأله 206ـ داخل كفش به واسطه راه رفتن پاك نمى شود و پاك شدن كف جوراب به واسطه راه رفتن نیز محلّ اشكال است، مگر این كه جوراب چرمى و مانند آن باشد كه به جاى كفش از آن استفاده شود.

 

3ـ آفتاب

مسأله 207ـ تابش آفتاب، زمین و پشت بام را پاك مى كند، ولى پاك كردن ساختمان و درب و پنجره و مانند آن محلّ اشكال است.

مسأله 208ـ براى پاك شدن زمین و پشت بام با تابش آفتاب چند شرط است: اوّل این كه چیز نجس داراى رطوبت مسرى باشد، بنابراین اگر خشك باشد باید آن را قبلاً تر كنند، تا بوسیله آفتاب خشك گردد. دوم این كه عین نجاست را قبلاً برطرف سازد. سوم این كه آفتاب مستقیماً بر آن بتابد، نه از پشت ابر و مانند آن، مگر این كه ابر بقدرى نازك باشد كه مانع تابش آفتاب نشود ولى تابش از پشت شیشه مانعى ندارد. چهارم این كه چیز نجس به واسطه تابش آفتاب خشك شود، امّا اگر به كمك باد یا وسیله حرارتى دیگرى خشك شود كافى نیست، مگر این كه بسیار كم باشد كه بگویند با آفتاب خشك شده است.

مسأله 209ـ تابش آفتاب، حصیر نجس و درخت و گیاه را بنابر احتیاط واجب پاك نمى كند.

مسأله 210ـ هرگاه شك كند كه زمین نجس با آفتاب خشك شده یا نه، یا چیزى مانع تابش آفتاب بوده یا نه و یا قبلاً عین نجاست را برطرف كرده است یا نه، آن زمین نجس است.

مسأله 211ـ اگر آفتاب به قسمتى از زمین نجس بتابد و آن را خشك كند فقط همان قسمت پاك مى شود.

4ـ استحاله

مسأله 212ـ هرگاه عین نجس چنان تغییر یابد كه آن نام از آن برداشته و نام دیگرى به آن داده شود، پاك مى گردد و مى گویند «استحاله» شده است، مثل این كه سگ در نمكزار فرو رود و مبدّل به نمك شود. همچنین اگر چیزى كه نجس شده است بكلّى تغییر یابد، مثل این كه چوب نجس را بسوزانند و خاكستر كنند، یا آب نجس تبدیل به بخار شود، امّا اگر تنها صنعت آن تغییر كند مثل این كه گندم نجس را آرد كنند، پاك نمى شود.

مسأله 213ـ زغالى كه از چوب نجس درست شده، نجس است و همچنین كوزه یا آجرى را كه از گل نجس ساخته اند.

مسأله 214ـ اگر شك كنیم چیز نجسى استحاله شده یا نه، نجس است.

 

5ـ انقلاب

مسأله 215ـ هرگاه شراب به خودى خود یا به واسطه ریختن چیزى در آن مبدّل به سركه گردد، پاك مى شود و آن را «انقلاب» گویند.

مسأله 216ـ شرابى كه از انگور نجس درست كنند با سركه شدن پاك نمى شود، حتّى اگر نجاستى از خارج به شراب برسد، واجب است بعد از سركه شدن از آن اجتناب كرد، همچنین سركه اى كه از انگور و كشمش و خرماى نجس مى گیرند، نجس است.

مسأله 217ـ اگر انگور را با چوبهایش سركه بریزند و معمولاً قبل از سركه شدن شراب مى شود، بعد از آن مبدّل به سركه مى گردد پاك است، امّا اگر خیار و بادنجان و مانند آنها، در آن بریزند احتیاط واجب، اجتناب است.

مسأله 218ـ كشمش و خرمایى كه در غذا مى ریزند خوردنش حلال است، هرچند جوشیده باشد.

 

6ـ ثلثان شدن

مسأله 219ـ هرگاه آب انگور با آتش بجوشد نجس نیست، ولى خوردنش حرام است، امّا اگر آن قدر بجوشد كه دوقسمت آن بخار شود و یك قسمت بماند، حلال مى شود و اگر خود به خود به جوش آید و مست كننده شود حرام و نجس است و تنها با سركه شدن پاك و حلال مى شود.

مسأله 220ـ اگر در میان خوشه هاى غوره، دانه هایى از انگور باشد آب همه آن را بگیرند چنانچه به آن «آبغوره» گویند با جوشیدن نجس یا حرام نمى شود.

مسأله 221ـ چیزى كه معلوم نیست غوره است، یا انگور اگر با آتش بجوشد، حرام نمى شود.

مسأله 222ـ شیره اى كه از بازار مى گیرند و مى دانند فروشنده از این مسائل باخبر است، پاك و حلال است و تفحّص لازم نیست.

 

7ـ انتقال

مسأله 223ـ اگر خون بدن انسان یا حیوانى كه خون جهنده دارد به بدن حیوانى كه خون جهنده ندارد منتقل گردد و خون آن حیوان حساب شود پاك است و آن را «انتقال» گویند بنابراین، خون پشه كه جزء بدن اوست پاك است، هر چند در اصل آن را از انسان گرفته، ولى خونى كه زالو از انسان مى مكد پاك نیست، چون جزء بدن او محسوب نمى شود.

مسأله 224ـ هرگاه خونى از پشه بیرون آید و نداند خونى است كه تازه از او مكیده، یا از خود پشه است پاك; ولى اگر بداند هنوزخون جزء بدن پشه نشده نجس مى باشد.

 

8ـ اسلام آوردن

مسأله 225ـ در بحث نجاسات گفتیم احتیاط واجب آن است كه از كافر اجتناب شود حال اگر كافر شهادتین بگوید یعنى بگوید: «اَشْهَدُ اَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللّه وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ» مسلمان مى شود و بدن او پاك مى گردد، ولى اگر عین نجاست در بدن او باشد باید آن را برطرف كرده و جاى آن را آب بكشد، ولى اگر قبل از اسلام آوردن عین نجاست برطرف شده باشد لازم نیست جاى آن را آب بكشد.

مسأله 226ـ لباسى كه بر تن كافر است وقتى اسلام آورد پاك نمى شود بنابراحتیاط واجب.

مسأله 227ـ هرگاه كافر شهادتین نگوید، ولى قلباً به معنى آن ایمان داشته باشد مسلمان است، امّا اگر بر زبان جارى كند و یقین باشد كه قلباً به آن ایمان ندارد احتیاط واجب آن است كه از او اجتناب شود.

 

9ـ تَبَعیّت

مسأله 228ـ «تَبَعیّت» آن است كه چیزى به تبع چیز دیگرى پاك شود كه شرح آن در مسائل آینده خواهد آمد.

مسأله 229ـ هرگاه شراب، سركه شود، ظرف آن هم تا جایى كه شراب یا انگور موقع جوش آمدن به آن رسیده پاك مى شود، پارچه و چیزى كه روى آن مى گذارند اگر معمولاً به آن رطوبت، نجس شود آن هم پاك مى گردد، امّا اگر موقع جوشش سر برود و پشت ظرف به آن آلوده شود بعد از سركه شدن پشت ظرف پاك نمى شود.

مسأله 230ـ فرزندان نابالغ كفّار بعد از ایمان آوردن پدران آنها پاك مى شوند.

مسأله 231ـ سنگى كه میّت را روى آن غسل مى دهند و پارچه اى كه عورت میّت را با آن مى پوشانند و دست كسى كه او را غسل مى دهد، بعد از تمام شدن غسل پاك مى شود.

مسأله 232ـ هرگاه لباس و مانند آن را با آب قلیل آب بكشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آب از آن خارج شود،آبى كه درآن باقى مى ماند، پاك است.

مسأله 233ـ هرگاه ظرف نجس را با آب قلیل آب كشند قطره هایى كه آخر كار در آن مى ماند، پاك است.

 

10ـ بر طرف شدن عین نجاست

مسأله 234ـ هرگاه بدن حیوان، نجس شود همین كه عین نجاست برطرف شود، بدن حیوان پاك مى گردد، مثلاً اگر منقار پرنده خون آلود باشد یا حیوانى روى چیزهاى آلوده بنشیند، همین كه خون و آلودگى برطرف شد، بدن حیوان پاك است.

مسأله 235ـ باطن بدن انسان (مانند داخل دهان و بینى) اگر نجس شود همین كه نجاست از بین برود پاك مى شود، مثلاً اگر از لثه ها خون بیرون آید و در آب دهان از بین برود یا خون را بیرون بریزد آب كشیدن داخل دهان لازم نیست، ولى اگر دندان مصنوعى در دهان باشد، احتیاط واجب آن است كه آن را آب بكشد.

مسأله 236ـ هرگاه غذا در دهان یا لاى دندانها باقى مانده باشد و داخل دهان خون بیاید چنانچه انسان نداند خون به غذا سرایت كرده، آن غذا پاك است و اگر خون به آن برسد، نجس مى شود و خوردن آن غذا حرام است.

مسأله 237ـ جایى از لب و مانند آن كه انسان نداند جزء ظاهر بدن است یا باطن، اگر نجس شود باید آن را آب بكشد.

مسأله 238ـ هرگاه گرد و غبار نجس روى بدن یا لباس و فرش و مانند آن بنشیند هردو خشك باشد نجس نمى شود كافى است آن را تكان دهند، همچنین اگر رطوبت غیرمسرى داشته باشد، امّا اگر یكى از آنها تر باشد نجس مى شود و اگر در نجاست گرد و غبار یا رطوبت محل شك داشته باشد، آن هم پاك است.

 

11ـ استبراء حیوان نجاستخوار

مسأله 239ـ هرگاه حیوانى به خوردن مدفوع انسان عادت كند بول و مدفوع آن نجس است و گوشت آن نیز حرام است و اگر بخواهند پاك شود، باید حیوان را غذاى پاك بدهند تا نام حیوان نجاستخوار از آن برداشته شود و باید در شتر چهل روز ، و در گاو سى روز، و در گوسفند ده روز، و در مرغابى پنج روز و در مرغ خانگى سه روز بگذرد و در حیوانات دیگر همین اندازه كه نام نجاستخوار از آن برداشته شود، كافى است.

مسأله 240ـ گاهى در مرغداریها پودر خون با غذاى آنها مخلوط مى كنند بطورى كه گوشت مرغ به واسطه آن مى روید، گوشت و تخم آن مرغ حرام نیست و رطوبتهاى مرغ نجس نمى شود، ولى بهتر آن است كه از چنین مرغ و تخم آن پرهیز شود.

مسأله 241ـ هرگاه حیوان، سایر نجاستها را غیر از مدفوع انسان بخورد باعث نجاست بول و مدفوع او نمى شود، گوشت او هم حرام نیست، مگر حیوانى كه از شیر خوك تغذیه كرده بوسیله آن رشد و نمو كرده باشد كه گوشتش حرام است.

 




داغ کن - کلوب دات کام
آرشیو نظرات() 
What is distraction osteogenesis?
سه شنبه 17 مرداد 1396 05:48 ق.ظ
This is the right blog for everyone who hopes to understand this topic.

You realize so much its almost hard to argue with you
(not that I personally would want to…HaHa). You certainly put a fresh spin on a topic which
has been discussed for many years. Great stuff, just
wonderful!
Foot Problems
جمعه 13 مرداد 1396 02:10 ب.ظ
I am extremely impressed with your writing skills
and also with the layout on your blog. Is this a paid theme
or did you modify it yourself? Either way keep
up the nice quality writing, it's rare to see a great blog
like this one these days.
برنامه نویس اندروید
دوشنبه 3 اسفند 1394 01:40 ب.ظ
ولی بازم مثل بقیه مطالب خوب بود
برنامه نویس اندروید
دوشنبه 3 اسفند 1394 01:39 ب.ظ
راست میگه امیر علی
سعید
یکشنبه 2 اسفند 1394 09:58 ب.ظ
اینو دوست نداشتم برام تکراری بود
امیر علی
یکشنبه 2 اسفند 1394 09:57 ب.ظ
این تو کتابمون هم آورده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر