تبلیغات
مکارم شیرازی - خمس
هر سوالی دینی دارید از ما بپرسید

خمس

نویسنده :علی نداف
تاریخ:چهارشنبه 16 دی 1394-06:03 ب.ظ

احكام و موارد هفتگانه خمس

 1ـ منافع كسب و كار

مسأله 1475ـ هرگاه انسان از طریق زراعت یا صنعت یا تجارت یا از طریق كارگرى و كارمندى در مؤسّسات مختلف درآمدى به دست آورد، چنانچه از مخارج سال او و همسر و فرزندان و سایر كسانى كه نفقه آنها را مى دهد زیاد آید، باید خمس (پنج یك) آن را به شرحى كه بعداً گفته مى شود بپردازد.

مسأله 1476ـ هیچ گونه تفاوتى میان كسب ها و درآمدهاى كسب نیست، ولى اگر انسان چیزى را به عنوان وام از دیگرى بگیرد خمس ندارد، همچنین اموالى كه به عنوان ارث به او مى رسد مشمول خمس نیست، مگر این كه بداند شخص میّت خمس آن را نداده است و یا این كه به خاطر سایر اموالش بدهكار خمس است.

 مسأله 1477ـ اگر كسى چیزى را به او ببخشد و از مخارج سالش زیاد آید احتیاط واجب آن است كه خمس آن را بپردازد، همچنین اگر از كسى ارثى به او رسد كه خویشاوندى دورى با او دارد و اطّلاعى از چنین خویشاوندى و انتظارى درباره چنین ارثى نداشته، در اینجا نیز احتیاط واجب آن است كه خمس آن را بپردازد.

مسأله 1478ـ هرگاه ملكى را برافراد معیّنى، مثلاً اولاد خود وقف نماید، چنانچه آن ملك درآمدى داشته باشد و از مخارج سال آنها زیاد بیاید باید خمس آن را بدهند.

مسأله 1479ـ چیزى را كه افراد مستحق از باب خمس یا زكات مى گیرند خمس ندارد، هر چند از مخارج سالشان به عللى زیاد بیاید،ولى اگر از مالى كه از این طریق به او رسیده منفعتى ببرد، مثلاً از درختى كه از باب خمس به او داده شده میوه اى به دست آورد باید خمس آن مقدارى كه از مخارج سالش زیاد آمده بپردازد.

مسأله 1480ـ اگر با عین پولى كه خمس آن را نداده اند جنسى بخرد، معامله نسبت به مقدار خمس باطل است، مگر این كه حاكم شرع آن را اجازه دهد، در این صورت باید پنج یك جنسى را كه خریده به حاكم شرع دهد.

مسأله 1481ـ اگر جنسى را به ذمّه بخرد ولى بعد از معامله قیمت آن را از پولى كه خمس آن را نداده بپردازد معامله او صحیح و تصرّفاتش در آن جنس جایزاست، ولى چون از پولى كه خمس در آن است به فروشنده داده به مقدار خمس آن پول به او مدیون است و در صورتى كه آن مقدار در دست فروشنده موجود باشد حاكم شرع همان را مى گیرد و اگر از بین برود عوض آن را از خریدار یا فروشنده مطالبه مى كند.

مسأله 1482ـ هرگاه كسى مالى را كه خمسش را نداده اند خریدارى كند، معامله او نسبت به خمس باطل است، مگر آن كه حاكم شرع اجازه دهد كه در این صورت خمس پول معامله را باید به او داد و اگر به فروشنده داده باشد باید از او بگیرد و به حاكم شرع دهد.

مسأله 1483ـ اگر چیزى را كه خمس آن را نداده به دیگرى ببخشد مقدار خمس آن ملك او نمى شود.

 مسأله 1484ـ هرگاه مالى به دست انسان از شخص كافر، یا كسى كه عقیده به خمس ندارد از طریق تجارت یا غیر آن بیاید، دادن خمس آن واجب نیست، امّا اگر عقیده به خمس دارد ولى خمس آن را نداده، دادن خمس آن واجب است.

مسأله 1485ـ اگر اجمالاً مى دانیم كسى عقیده به خمس دارد و خمس نمى دهد ولى نمى دانیم خصوص مالى را كه به ما داده خمس به آن تعلّق گرفته یا نه، مثل این كه احتمالاً اموالى از طریق ارث به او رسیده، یا وام گرفته و احتمال مى دهیم این مال از آنها باشد، تصرّف در چنین مالى اشكال ندارد و خمس آن لازم نیست، همچنین قبول دعوت این گونه اشخاص و یا نماز خواندن در خانه آنها جایز است، مگر این كه بدانیم غذایى را كه تهیّه كرده و یا خانه او از پولهایى است كه خمس آن را نداده.

مسأله 1486ـ آغاز سال براى حساب خمس هر كسى اوّلین درآمد اوست، یعنى اگر كسى شروع به تجارت و كسب و صنعت و زراعت و غیر اینها كند، اوّلین زمانى كه درآمد براى او حاصل مى شود اوّل سال خمس اوست و نمى توان با قصد و نیّت آن را جلو یا عقب انداخت و اگر بخواهد اوّل سال را جلو بیندازد راهش این است كه حساب سال خود را زودتر از موعد معیّن برسد و خمس خود را بپردازد، همان وقت اوّل سال او خواهد شد.

مسأله 1487ـ انسان مى تواند در وسط سال هر وقت منفعتى به دستش آمد خمس آن را بدهد، ولى مى تواند آن را تا آخر سال تأخیر بیندازد تا مخارج احتمالى اش را از آن بردارد.

مسأله 1488ـ براى دادن خمس مى توان معیار را سال شمسى یا قمرى قرار داد.

مسأله 1489ـ كسى كه درآمد اضافى ندارد نیاز به قرار دادن سال خمسى ندارد.

مسأله 1490ـ كسى كه سال خمس دارد اگر در وسط سال بمیرد باید مخارج او را تا موقع مرگش از منافع او كم كنند و خمس باقیمانده را بدهند.

مسأله 1491ـ اگر قیمت جنسى كه براى تجارت خریده بالا رود و روى ملاحظات تجارتى و كسبوكار آن را نفروشد و در بین سال قیمتش پایین آید، خمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب نیست، ولى اگر قیمت آن تا آخر سال همچنان بالا باشد باید سر سال خمس آن را بدهد، هر چند قیمت آن بعد از گذشتن سال پایین آید، این در صورتى است كه آخر سال وقت فروش آن باشد و به میل خود آن را نگه دارد.

مسأله 1492ـ هرگاه غیر مال التّجاره مالى دارد كه خمس آن را داده یا اصلاً خمس ندارد (مانند ارث) چنانچه قیمتش بالا رود، اگر آن را بفروشد باید خمس اضافه قیمت را بدهد، همچنین اگر گوسفندى را كه خمسش داده چاق شود باید خمس آنچه زیاد شده بعد از فروش بدهد.

مسأله 1493ـ اگر باغى احداث كند براى آن كه بعد از بالا رفتن قیمتش بفروشد چنانچه وقت فروش آن رسیده باشد باید خمس آن را بدهد، ولى اگر قصدش این باشد كه از میوه آن استفاده كند باید خمس میوه ها را بدهد و خمس خود باغ را هنگام فروش مى دهد.

مسأله 1494ـ درختانى را كه براى استفاده از چوبشان پرورش مى دهند وقتى موقع فروش چوب آنها رسید باید خمس آن را بدهند، هر چند نخواهند آنها را بفروشند، ولى اگر موقع فروش آنها نرسیده خمس ندارد هر چند سالها بگذرد.

مسأله 1495ـ كسى كه داراى چند رشته كسب و كار است، مثلاً هم زراعت دارد و هم صنعت و هم درآمد كارگرى، باید منافع همه را در آخر سال یكجا حساب كند، چنانچه چیزى زاید بر مخارج داشت خمس آن را بدهد.

مسأله 1496ـ مخارجى را كه براى به دست آوردن فایده مى كند، مانند خرج باربرى و دلالى و غیر آن جزء مخارج كسب حساب مى شود.

مسأله 1497ـ هزینه زندگى خمس ندارد، یعنى آنچه را انسان از درآمدش در بین سال مصرف خوراك و پوشاك و مسكن و اثاث خانه و ازدواج و جهیزیه دختر و زیارت واجب یا مستحب و بذل و بخشش و میهمانى و مانند آن مى كند، چنانچه در آن زیاده روى نكرده باشد خمس ندارد و تنها آنچه در آخر سال اضافه مى ماند خمس دارد; ولى هرگاه چیزى جزء مؤونه سال گردد، مانند خانه و فرش و وسایل دیگر، اگر بعداً آن را بفروشند به قیمت آن خمس تعلّق نمى گیرد مخصوصاً اگر بخواهند آن را تبدیل به مثل كنند.

مسأله 1498ـ اموالى را كه انسان به مصرف نذر و كفّاره و مانند آن مى رساند جزء مخارج سالیانه اوست، همچنین اموالى را كه به دیگران مى بخشد یا جایزه مى دهد اگر از شأن او زیاد نباشد جزء مخارج سالانه حساب مى شود.

مسأله 1499ـ كسى كه نیاز به خانه ملكى دارد آنچه را صرف خرید خانه مى كند خمس ندارد، ولى اگر درآمد سالش براى خرید خانه كفایت نكند و مجبور باشد چند سال پس انداز كند تا قادر به تهیّه خانه شود پولهایى كه سال بر آنها گذشته خمس دارد، امّا اگر فى المثل زمین خانه را در اثناء سال اوّل بخرد و مصالح ساختمانى را در اثناء سال بعد و اجرت بنا را در سال سوم بدهد هیچ كدام خمس ندارد.

مسأله 1500ـ در میان بسیارى از خانواده ها معمول است كه جهیزیه دختران را تدریجاً تهیّه مى كنند، چنانچه سال بر آن جهیزیه بگذرد خمس آن واجب است ولى در مناطقى كه اگر جهیزیه را قبلاً تهیّه نكنند عیب است و یا این كه تهیّه آن جز به صورت تدریجى مشكل است، خمس ندارد.

مسأله 1501ـ كسانى كه قبر یا كفن از قبل براى خود تهیّه مى كنند چنانچه سال بر آن بگذرد خمس دارد.

مسأله 1502ـ هر مالى را كه یك بار خمس آن را بدهند دیگر خمس به آن تعلق نمى گیرد، مگر این كه نمو كند یا قیمت آن اضافه شود.

مسأله 1503ـ همان گونه كه اشاره شد هزینه سفر حج یا زیارتهاى مستحبّى اگر از درآمد همان سال باشد خمس ندارد و اگر ناچار باشد از چند سال قبل اسم نویسى كند و هزینه را بدهد، جزء مخارج همان سالش محسوب مى شود و خمس ندارد، نه در آن سال و نه در سالهاى بعد.

مسأله 1504ـ كسى كه درآمدى از كسب و كار به دست آورده اگر مال دیگرى هم دارد كه خمس آن واجب نیست یا خمس آن را داده، مى تواند آن دو را از هم جدا كند و مخارج سال خود را فقط از فایده كسب آن سال بردارد، امّا اگر مخارج خود را از پولى كه خمس ندارد یا خمسش را قبلاً داده است بردارد، نمى تواند این مخارج را از درآمد آن سال كم كند.

مسأله 1505ـ اگر از درآمد كسب و كار آذوقه اى براى مصرف سالش خریده، چنانچه چیزى در آخرسال از آن زیاد بماند باید خمس آن را بدهد احتیاط این است كه حتّى اشیاء كم اهمّیّت را مانند مختصر مواد غذایى اضافى و امثال آن را هرچه هست حساب كند و باید توجّه داشت كه اگر مى خواهد قیمت آنها را بدهد باید قیمت همان آخر سال را در نظر بگیرد خواه كمتر از خرید باشد یا بیشتر.

مسأله 1506ـ اگر در اثناء سال وسایل مورد نیاز خود را بخرد خمس ندارد و اگر بعداً از آن وسائل بى نیاز شود خمس دادن آن لازم نیست، همچنین زیور آلات زنانه اگر بعد از گذشتن سنّ و سالى از زن، مورد نیازش نباشد خمس به آن تعلق نمى گیرد، ولى احتیاط مستحب آن است كه خمس این وسایل یا زیورآلات را بدهد.

مسأله 1507ـ كتابهایى را كه طلاّب علوم دینى یا غیر آنها از درآمد كسب و كار مى خرند چنانچه مورد نیازشان باشد خمس ندارد، ولى اگر فعلاً نیازى به آن ندارند و مقصودشان استفاده در آینده است خمس به آن تعلّق مى گیرد (اگر در تمام طول سال نیز از آن استفاده نكند، ولى وجود آن كتاب براى مواقع ضرورى در كتابخانه لازم است، نیاز محسوب مى شود) همچنین وسایلى مانند اسباب آتش نشانى در جاهایى كه بیم آتش سوزى است یا داروهاى ضرورى و كمكهاى اوّلیّه در خانه جزء هزینه هاى زندگى محسوب مى شود و خمس ندارد هر چند اتّفاقاً در تمام سال از آنها استفاده نشود.

مسأله 1508ـ اگر در یك سال منفعتى نبرد، بنا بر احتیاط نمى تواند مخارج آن سال را از منافع سال بعد كم كند.

مسأله 1509ـ هرگاه در ابتداى سال منافعى نداشته باشد و از سرمایه خرج كند، امّا پیش از تمام شدن سال منفعتى ببرد، در این صورت مى تواند آنچه را از سرمایه برداشته از منافع كم كند.

مسأله 1510ـ سرمایه اى كه مورد نیاز است و با كمتر از آن زندگى او در حدّ آبرو و شؤونش اداره نمى شود خمس ندارد، یعنى مى تواند از درآمد همان سال و سالهاى بعد بردارد و جزء سرمایه كند، ولى اگر با پرداختن خمس آن، لطمه اى به كار او نمى خورد، باید خمس آن را بدهد، خواه این سرمایه سرمایه تجارت باشد یا زمین و آب و ملك براى زراعت، یا ابزار كار.

مسأله 1511ـ اگر چیزى ازسرمایه به خاطر كسب و كار از بین برود بطورى كه جزء ضرر معامله حساب شود، مى تواند مقدار آن را از منافع بردارد، ولى اگر به واسطه حوادث دیگرى از بین برود (مانند سرقت وامثال آن) نمى تواند آن را از منافع كم كند، مگر این كه با سرمایه باقیمانده نتواند كسبى كه سزاوار شأن اوست انجام دهد.

مسأله 1512ـ هرگاه غیر از سرمایه چیز دیگرى از اموال او به خاطر شكستن و سوختن و سرقت و غیر آن از بین برود اگر در همان سال به آن احتیاج دارد مى تواند آن را از منافع همان سال تهیّه كند.

مسأله 1513ـ هرگاه در ابتداى سال براى مخارج خود قرض كند و قبل از تمام شدن سال منفعتى ببرد مى تواند مقدار قرض خود را از آن منفعت كسر نماید و اگر در تمام سال منفعتى نبرد و براى مخارج خود قرض نماید مى تواند قرض خود را از منافع سالهاى بعد ادا كند.

مسأله 1514ـ قرضهایى كه بر ذمّه انسان آمده خواه براى هزینه زندگى باشد یا خسارت و غرامت و یا غیر اینها، مى تواند از درآمد سال آنها را ادا كند، ولى قرضهایى را كه به اقساط مى پردازد فقط قسطهایى را كه در آن سال باید بپردازد جزء مخارج آن سال محسوب مى شود.

مسأله 1515ـ اگر براى زیاد كردن مال یا خریدن ملكى كه به آن احتیاج ندارد قرض كند نمى تواند آن قرض را از منافع سال كم كند، ولى اگر مالى را كه قرض كرده یا چیزى را كه از قرض خریده به علّتى از بین برود و ناچار شود قرض خود را بدهد مى تواند از منافع و درآمدهاى آن سال، قرض خود را ادا كند.

مسأله 1516ـ انسان تا خمس مال را ندهد نمى تواند در آن تصرّف كند و نیّت دادن خمس به تنهایى كافى نیست، همچنین نمى تواند خمس را به ذمّه بگیرد و در مال تصرّف كند و چنانچه تصرّف كند كار حرامى كرده و اگر آن مال تلف شود باید خمس آن را بدهد.

مسأله 1517ـ كسى كه بدهكار خمس است اگر با حاكم شرع (با در نظر گرفتن مصلحت مستحقّین) مصالحه و دستگردان كند مى تواند در تمام مال تصرّف نماید و اگر بعد از آن منافعى از آن مال به دست آید مال خود اوست.

مسأله 1518ـ كسى كه با دیگرى شریك است و مى داند شریكش خمس درآمد خود را نمى دهد، ادامه شركت براى او جایز نیست و تصرّف در مال شركت بعد از تعلّق خمس براى هر دو حرام است.

مسأله 1519ـ انسان نمى تواند در مالى كه یقین دارد خمسش را نداده اند تصرّف كند، ولى در مال كسى كه شك دارد خمس آن داده شده یا نه، تصرّف جایز است و قبول بخشش و معامله یا شركت در میهمانى چنین كسى اشكال ندارد و تفحّص و جستجو لازم نیست.

مسأله 1520ـ كسى كه از اوّل تكلیف، خمس نداده و درآمدهایى پیدا كرده و وسایلى براى زندگى خود خریده است و الآن متوجّه وظیفه خمس شده و مى خواهد تكلیف خود را درباره آن ادا كند و زندگى خود را پاك نماید اگر از منافع كسب، چیزى را كه به آن احتیاج ندارد خریده و یك سال از خرید آن گذشته باید خمس آن را بدهد و اگر اثاث خانه و چیزهاى دیگرى كه به آنها نیاز دارد مطابق شأن خود خریده، پس اگر بداند در بین سالى كه در آن سال فایده برده آنها را خریده است لازم نیست خمس آن را بدهد و اگر نداند كه در بین سال یا بعد از تمام شدن سال بوده بنابر احتیاط واجب باید با حاكم شرع یا نماینده او مصالحه كند، یعنى تمام اموال مشكوك خود را حساب كرده و حاكم شرع بدهى او را از جهت خمس به مقدارى تخمین مى زند و با او مصالحه مى كند و با پرداخت آن تمام اموالش پاك مى شود.

مسأله 1521ـ هرگاه بچّه صغیر درآمدى داشته باشد و از هزینه سال او اضافه بماند بنابر احتیاط واجب باید بعد از آن كه بالغ شد خمس آن را بدهد.

مسأله 1522ـ لباسهاى متعدّد و همچنین انگشتر و زیور آلات و وسایل مختلف زندگى، اگر همه آنها مورد نیاز و در حدّ شأن او باشد و از درآمد همان سال تهیّه شده باشد خمس ندارد، ولى اگر زاید بر نیاز و شأن باشد، مقدار زیادى، خمس دارد.

مسأله 1523ـ پولى را كه خرج خریدن وسایل حرام مى كند (مانند انگشتر طلا براى مرد و وسایل لهو و لعب) خمس دارد.

مسأله 1524ـ حقوق بازنشستگى و یا مبلغى كه به عنوان بازخرید كار داده مى شود جزء درآمد همان سال محسوب مى گردد و اگر چیزى تا آخر سال از آن باقى نماند خمس ندارد، امّا اگر اضافه بماند خمس دارد.

مسأله 1525ـ جوایزى كه به پس اندازها تعلّق مى گیرد اگر قراردادى میان پس انداز كننده و پس انداز گیرنده نباشد حلال است و بنابر احتیاط واجب با گذشتن سال خمس آن واجب مى شود، این در صورتى است كه پس انداز كننده خود را طلبكار جایزه نداند، بلكه پس انداز گیرنده شخصاً براى تشویق پس انداز كنندگان جوایزى مى دهد.

 

2ـ معدن

مسأله 1526ـ واجب است خمس چیزى را كه از معادن طلا، نقره، سرب، آهن، مس، زغال سنگ، نفت، گوگرد، فیروزه، نمك و معدنهاى دیگر و انواع فلزات به دست مى آورند بدهند و احتیاط واجب آن است كه نصاب معیّنى در آن نیست،یعنى آنچه را از معدن استخراج مى كنند كم باشدیا زیاد خمس دارد.

مسأله 1527ـ گچ و آهك و گل سرخ و مانند آن اگر به آنها معدن گفته شود باید خمس آن را بدهد، همچنین انواع سنگها.

مسأله 1528ـ معدن، خواه روى زمین باشد یا زیر زمین، در زمین ملكى باشد یا در جایى كه مالك ندارد، استخراج كننده آن مسلمان باشد یا غیر مسلمان، بالغ باشد یا غیر بالغ، در تمام این صورتها باید خمس آن پرداخته شود و در صورتى كه كودك باشد، ولىّ او مى پردازد.

مسأله 1529ـ مخارج و هزینه استخراج معدن و تصفیه آن (در صورتى كه احتیاج به تصفیه دارد) و همچنین اجاره اى را كه جهت معدن مى پردازد از آن كم مى شود و باقیمانده خمس دارد، ولى مخارج سال از درآمد معدن كسر نمى شود.

مسأله 1530ـ اگر چند نفر چیزى را از معدن استخراج كنند باید بعد از كم كردن مخارج، خمس آن را بدهند، خواه كم باشد یا زیاد (بنابر احتیاط واجب).

مسأله 1531ـ اگر معدنى را كه در ملك دیگرى است استخراج كند، آنچه از آن به دست مى آید مال صاحب آن زمین است و چون صاحب ملك براى بیرون آوردن آن خرجى نكرده، باید خمس تمام آنچه از معدن استخراج شده بدهد، ولى اگر این كار به دستور او انجام گرفته هزینه آن بر عهده اوست و از درآمد معدن كم مى شود.

مسأله 1532ـ هرگاه معدن از معادن عظیمه و در اراضى مباح یا ملكى باشد، حاكم شرع (مجتهد عادل) حق دارد بر اخراج و صرف آن در مصارف مسلمین نظارت كند در این صورت استخراج كنندگان باید نظر حاكم شرع را رعایت كنند.

مسأله 1533ـ اگر حكومت اسلامى معدنى را استخراج كند خمس به آن تعلّق نمى گیرد.

 

3ـ گنج

مسأله 1534ـ «گنج» مالى است كه در زیر زمین، یا كوه، یا دیوار، یا درون درخت پنهان كرده باشند و در عرف به آن گنج گویند.

مسأله 1535ـ اگر انسان در زمینى كه ملك كسى نیست گنجى پیدا كند و مالك آن گنج به هیچ وجه شناخته نیست مال خود اوست و باید خمس آن را بدهد و نیز اگر در زمینى كه از دیگرى خریده گنجى پیدا كند و بداند مال كسانى كه قبلاً مالك آن زمین بوده اند نیست، مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد، ولى اگر احتمال مى دهد كه مال یكى از آنان است، بنابر احتیاط واجب باید به مالك قبلى اطّلاع دهد چنانچه معلوم شود مال او نیست به كسى كه پیش از او، مالك آن زمین بوده اطّلاع مى دهد و به همین ترتیب به تمام كسانى كه پیش از او مالك زمین بوده اند و آنها را مى شناسد خبر مى دهد، اگر معلوم شود مال هیچ یك از آنان نیست مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد.

مسأله 1536ـ گنج داراى نصاب است و نصاب آن صد و پنج مثقال نقره یا پانزده مثقال طلا است، یعنى اگر قیمت چیزى را كه از گنج به دست آمده به این مقدار برسد خمس آن واجب است، امّا اگر كمتر از آن باشد خمس آن واجب نیست و اگر قیمت آن به پانزده مثقال طلا نرسد ولى به صدو پنج مثقال نقره برسد باز خمس آن واجب است و همچنین عكس آن.

مسأله 1537ـ اگر در ظرفهاى متعدّدى كه در یك جا دفن شده مالى پیدا كند كه قیمت آن روى هم رفته به حدّ نصاب برسد، باید خمس آن را داد، ولى اگر گنجهاى متعدّدى در جاهاى مختلف پیدا كند هر كدام از آنها كه قیمتش به حدّ نصاب برسد خمس دارد و لازم نیست آنها را روى هم حساب كند.

مسأله 1538ـ هرگاه براى استخراج گنج، مخارجى كرده، مقدار آن را كم مى كند و خمس بقیّه را مى دهد.

مسأله 1539ـ اگر دو یا چند نفر گنجى پیدا كنند همه در آن شریكند و طبق قراردادى كه دارند عمل مى كنند و سهم هر یك به حدّ نصاب برسد خمس دارد.

مسأله 1540ـ هرگاه كسى حیوانى را بخرد و در شكم آن مالى پیدا شود، چنانچه احتمال دهد مال فروشنده است بنابر احتیاط واجب باید به او خبر دهد و اگر معلوم شود مال او نیست باید به ترتیب از صاحبان قبلى سؤال كند، چنانچه معلوم شود مال هیچ یك از آنان نیست مال خود او مى شود و احتیاط مستحب آن است كه خمس آن را شبیه خمس معدن بدهد خواه به اندازه نصاب باشد یا نه.

مسأله 1541ـ هرگاه كسى ماهى خریدارى كند و گوهرى در دل آن بیابد مال خود اوست، نه مال صیّادى كه قبلاً آن را صید كرده و به دیگرى فروخته و نه مال فروشندگان قبل از او و احتیاط مستحب آن است كه خمس آن را بدهد.

 

4ـ مال حلال مخلوط به حرام

مسأله 1542ـ هرگاه مال حلال با حرام مخلوط شود بطورى كه انسان نتواند آنها را از هم تشخیص دهد و مقدار مال حرام و همچنین صاحب آن، هیچ كدام معلوم نباشد، باید خمس تمام آن مال را بدهد و بقیّه براى او حلال است.

مسأله 1543ـ هرگاه مال حلال با حرام مخلوط گردد اگر مقدار آن را بداند (مثلاً بداند یك سوم آن حرام است) ولى صاحب آن را نشناسد باید آن مقدار را بنابر احتیاط واجب به مصرفى برساند كه هم مصرف خمس باشد و هم صدقه (مانند سادات فقیر)

مسأله 1544ـ هرگاه مال حلال با حرام مخلوط شود و مقدار حرام را نداند، ولى صاحبش را بشناسد، باید یكدیگر را راضى كنند و چنانچه صاحب مال راضى نشود در صورتى كه بداند مقدار معیّنى قطعا مال اوست (مثلاً یك چهارم مال) و در بیشتر از آن شك داشته باشد باید مقدارى را كه یقین دارد به او بدهد و مقدار بیشتر را كه احتمال مى دهد مال اوست با او نصف كند.

مسأله 1545ـ هرگاه خمس مال حلال مخلوط به حرام را بدهد و بعد بفهمد مقدار حرام بیشتر از خمس بوده، بنابر احتیاط واجب باید مقدارى را كه مى داند از خمس بیشتر بوده به مصرفى برساند كه هم مصرف خمس باشد و هم صدقه.

مسأله 1546ـ هرگاه خمس مال حلال مخلوط به حرام را بدهد، بعد صاحبش پیدا شود، بنابراحتیاط واجب باید عوض آن را به او بدهد، همچنین اگر مالى كه صاحبش را نمى شناسد به نیّت صدقه از جانب صاحبش بدهد و بعد صاحبش پیدا شود و راضى نشود.

مسأله 1547ـ هرگاه انسان بداند مال او با اموال دیگران مخلوط شده و مقدار آن معلوم باشد و بداند كه مالك آن از چند نفر معیّن بیرون نیست، ولى نتواند مالك را بطور معیّن تشخیص دهد، باید در بین همه آنها بطور مساوى تقسیم كند.

 

5ـ جواهراتى كه با غوّاصى به دست مى آید

مسأله 1548ـ هرگاه انسان به واسطه فرو رفتن در دریا جواهراتى مانند لؤلؤ و مرجان و مانند آن از دریا بیرون آورد باید خمس آن را بدهد، به شرط آن كه قیمت آن بعد از كم كردن مخارج بیرون آوردن كمتر از یك مثقال شرعى طلاى سكه دار نباشد (مثقال شرعى 18 نخود است) خواه آن جواهرات معدنى باشد یا روییدنى و خواه در یك مرتبه از دریا بیرون آورد یا در چند دفعه پشت سر هم و با فاصله كه عرفاً یك مرتبه حساب شود، از یك جنس باشد یا از چند جنس.

مسأله 1549ـ هرگاه چند نفر جواهراتى را از دریا بیرون آورند بنابر احتیاط لازم نیست سهم هر كدام به اندازه نصاب برسد، بلكه اگر مجموعاً به اندازه نصاب باشد باید خمس آن را بدهد.

مسأله 1550ـ هرگاه بدون فرو رفتن در دریا جواهرات را با اسبابى بیرون آورند و یا از روى آب دریا و یا از كنار دریا بگیرند، چنانچه قیمت آن بعد از كم كردن مخارج به حدّ نصاب برسد احتیاط واجب آن است خمس آن را بدهند.

مسأله 1551ـ ماهى و حیوانات دیگرى را كه از دریا مى گیرند خمس ندارد، ولى جزء درآمد كسب حساب مى شود كه اگر در آخر سال چیزى از آن یا قیمت آن اضافه بماند خمس دارد.

مسأله 1552ـ لازم نیست انسان به قصد صید جواهرات در دریا فرو برود بلكه اگر به قصد دیگرى برود و جواهراتى به دستش آید باید خمس آن را بدهد.

 مسأله 1553ـ هرگاه انسان در دریا فرو رود و حیوانى را بیرون آورد كه در شكم آن جواهرى باشد كه قیمتش بعد از كم كردن مخارج به حدّ نصاب برسد، چنانچه آن حیوان مانند صدف باشد كه نوعاً در شكمش جواهر است باید خمس آن را بدهد و اگر اتّفاقاً آن جواهر را بلعیده باشد باز احتیاط واجب پرداختن خمس آن است.

مسأله 1554ـ جواهراتى كه از رودخانه هاى بزرگى كه محل پرورش جواهر و صید صدف است بیرون مى آورند نیز خمس دارد.

مسأله 1555ـ عنبر مادّه خوش بویى كه از دریا مى گیرند، هرگاه به وسیله غوّاصى بیرون آورند خمس دارد و اگر از روى آب، یا كنار دریا به دست آورند باز هم بنابر احتیاط واجب باید خمسش را بدهند.

مسأله 1556ـ كسانى كه كارشان غوّاصى یا بیرون آوردن معادن است هرگاه خمس آنها را بدهند و در آخر سال چیزى از مخارج سالشان زیاد بیاید لازم نیست دوباره خمس بدهند.

 

6ـ غنائم جنگى

مسأله 1557ـ هرگاه مسلمانان به دستور امام معصوم با كفّار جنگ كنند و چیزهایى در جنگ به دست آورند باید خمس آن را بدهند، امّا مخارجى را كه براى حفظ غنیمت و حمل و نقل آن كرده اند از آن كم مى شود.

مسأله 1558ـ هرگاه مسلمانان به اذن نایب خاص، یا نائب عامّ امام(علیه السلام) اقدام به جنگ بر ضدّ كفّار كنند و غنائمى به دست آورند احتیاط واجب آن است كه خمس آن را بپردازند.

مسأله 1559ـ سلاحهاى بزرگى كه در جنگهاى امروز در غنائم به دست مى آید و مصرف شخصى ندارد، مانند تانكها و توپها، حاكم شرع و ولىّ امر مسلمین مى تواند آن را منحصراً در اختیار ارتش اسلام قرار دهد.

 مسأله 1560ـ مسلمانان حق دارند اموال كفّارى را كه با آنها در حال جنگ هستند تملّك كنند و باید خمس آن را بدهند.

مسأله 1561ـ غنائم جنگى كه خمس آن را باید داد منحصر به غنائم منقول است كه با دادن خمس ملك جنگجویان است، امّا زمینهایى كه از كفّار با جنگ به دست مى آید خمس ندارد و ملك همه مسلمین است.

مسأله 1562ـ هرگاه گروهى از مسلمانان بر ضدّ گروه دیگرى تجاوز كنند باید جلو متجاوز را گرفت تا به حكم خدا گردن نهد و اگر مسلمانان در این میان غنائمى به دست آورند نمى توانند آن را ملك خود سازند، بلكه باید نگهدارى كنند و بموقع به آنها بازگردانند، مگر چیزهایى كه اگر در دست آنها باشد منشأ فساد و ادامه تجاوز مى شود كه با اجازه حاكم شرع از آن استفاده صحیح مى شود.

 

7ـ زمینى كه كافر ذمّى از مسلمان مى خرد

مسأله 1563ـ هرگاه كافر ذمّى، یعنى كافرى كه به صورت یك اقلّیّت سالم در كنار مسلمانان زندگى مى كند و شرائط ذمّه را پذیرفته است، زمینى را از مسلمان بخرد باید یك پنجم عواید را به جاى یك دهم زكات معمولى بپردازد.

مسأله 1564ـ هرگاه كافر ذمّى زمینى را كه از مسلمانى خریده به مسلمان دیگرى بفروشد خمس ساقط نمى شود، همچنین اگر بمیرد مسلمانى آن زمین را از او به ارث ببرد احتیاط آن است كه خمس آن را بپردازد، اگر كافر ذمّى در موقع خرید زمین شرط كند كه خمس آن را ندهد، یا شرط كند كه فروشنده خمس آن را بدهد، شرط او باطل است و باید خمس آن را خودش بپردازد، ولى اگر شرط كند فروشنده به جاى او مقدار خمس را بدهد عمل به این شرط لازم است.

مسأله 1565ـ هرگاه مسلمان زمینى را بدون خرید و فروش ملك كافر كند و عوض آن را بگیرد، مثلاً به او صلح نماید، بنابر احتیاط واجب باید كافر ذمّى خمس آن را بدهد.

 





داغ کن - کلوب دات کام
آرشیو نظرات() 
What is the tendon at the back of your ankle?
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:47 ق.ظ
This paragraph is in fact a fastidious one it assists new
net viewers, who are wishing in favor of blogging.
Can you get taller with yoga?
شنبه 14 مرداد 1396 04:56 ب.ظ
Hello, I check your blogs regularly. Your story-telling style is witty, keep doing what you're doing!
nice
دوشنبه 3 اسفند 1394 01:36 ب.ظ
good
علوی
دوشنبه 3 اسفند 1394 01:36 ب.ظ
مرسی از پستاتون
نیما
دوشنبه 3 اسفند 1394 01:35 ب.ظ
خوب بود بیشتر مطلب بزارید
پاسخ علی نداف : چشم
علی محمد زارعی
چهارشنبه 16 دی 1394 06:09 ب.ظ
its fine
خیلی عالی بود دستتون درد نکنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر